تبلیغات
اس ام اس های تصادفی توجه با هر بار ورود به سایت یک اس ام اس جدید خواهید دید
چشمان سیاه تو را از یاد نمی برم!

چشمان سیاه تو را از یاد نمی برم!

مرا ببوس؛ ترانه ای معروف با صدای هنرمندی گمنام

خیلی از مردم ما، ترانه «مرا ببوس» را به عنوان یک ترانه سیاسی می شناسند و افسانه هایی مبنی بر اینکه این شعر ترانه توسط یک زندانی سیاسی و در شب اعدام برای خواهرش سروده شده است را نقل می کنند. شاید بتوان گفت ترانه «مرا ببوس» كه اغلب با صدای خاطره‌انگیز حسن گلنراقی شنیده‌ایم جنجالی‌ترین ترانه فیلم در تاریخ سینمای ایران باشد. احتمالا با همین جملات عده‌ای بر می‌آشوبند كه مگر ترانه «مرا ببوس» اصلا ترانه یك فیلم سینمایی بوده است؟!

باید گفت كه «مرا ببوس» سالها به عنوان یك ترانه سیاسی و انقلابی در محافل مختلف قلمداد می‌شد و آن را حتی به بعضی افسران سازمان نظامی حزب توده مانند سرهنگ سیامك و سرهنگ مبشری نسبت می‌دادند كه پس از كودتای 28 مرداد 1332 اعدام شدند و چنین روایت می‌گردید كه یكی از این افسران در شب اعدام، شعر «مرا ببوس» را برای خواهرش سروده و خوانده است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: عشقولانه اول، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 توسط عقیل
*هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست.

*بزرگترین آزادی بشر ، توانایی تصمیم گیری و انتخاب نگرش های خویشتن است.

*محرومیت،استعدادهایی را شکوفا می سازد که در خوشی پوشیده می مانند.

*اغلب مردم به همان اندازه شاد هستند که ذهن خود را برای آن مهیا کرده اند.

*اغلب مشکلات در واقع ناشی از فقدان فکری است.

*نبرد های زندگی همیشه به نفع قوی ترین ها یا سریع ترین ها پایان نمی پذیرد بلکه دیر یا زود ازآن کسی است که بردن را باور دارد.

*برخی از انسانها هر چیز را همان گونه که هست،می بینند و می پرسند:چرا دیگران رویاهای چیزی را در سر می پرورند که هرگز نبوده و می گویند:چرا که نه!!!

*یکی از مهمترین مهارت ها در آرام بودن،فکر نکردن به مسائل کوچک است.دومین مهارت کوچک شمردن تمام مسائل است.

*لازم نیست هر کاری را که انجام می دهید با موفقیت همرا ه باشد. بعضی ها با چشم پوشی از موفقیت، آرامش خود را حفظ می کنند.

*امکان تغییر در زندگی هست.دیگران این کار را کرده اند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: شخصیت ها، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 توسط عقیل

توی یه موزه ی معروف که با سنگ های مرمر کف پوش شده بود, مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بود که مردم از راه های دور و نزدیک برای دیدنش می اومدن و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه .

یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود؛ به مجسمه گفت: “این منصفانه نیست!چرا همه پا روی من می ذارن تا تو رو تحسین کنن؟!مگه یادت نیست ما هر دومون توی یه معدن بودیم؟این عادلانه نیست!”

مجسمه لبخندی زد و آروم گفت:”یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه, چقدر سرسختی و مقاومت کردی؟

سنگ پاسخ داد:”آره ؛آخه ابزارش به من آسیب میرسوند.آخه گمون کردم می خواد آزارم بده.آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم.”


و مجسمه با همون آرامش ادامه داد:”ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه.به طور حتم من به یه شاهکار تبدیل میشم .به طور حتم در پی این رنج ؛گنجی هست.پس بهش گفتم :”هرچی میخوای ضربه بزن ؛بتراش و صیقل بده!”و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم.و هر چی بیشتر می شدن؛بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم! و حالا تو نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن.”



ادامه مطلب

طبقه بندی: عشقولانه اول، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط عقیل

هرکی هرکیه



ادامه مطلب

طبقه بندی: عکسهای عشقولانه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 فروردین 1388 توسط عقیل


ادامه مطلب

طبقه بندی: عکسهای عشقولانه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 فروردین 1388 توسط عقیل


ادامه مطلب

طبقه بندی: عکسهای عشقولانه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 فروردین 1388 توسط عقیل
(تعداد کل صفحات:56)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
درباره وبلاگ